تبليغاتX
پسرك خبيس
پسرك خبيس



میان عشق و خباست

ساعت 8 شب بود قرار بود با حامد بریم مهمونیتصاویر زیبا سازی ، عكس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comloveshower.gif2uge4p4.gif گفت بریم خونه من یه دوش بگیرم

گفتم مثل همیشه دو ساعت طولش بدی می کشمتا گفت قول 15 دقیقه اگه بیشتر شد

هر کاری خواستی بکن گفتم shake2.gif shake2.gif ok

نشستم خونشون تا بیاد کسی هم نبود 45 دقیقه گذشت نیومد

صد رحمت به هرچی عروسه اسم دختر ها بد در رفته 10_3_10.gif

در حین جلا دادن روح رفیق شفیقمون بودیم که ندا زنگ زدwassat.gif  (دوس دخترش و دوست من)

یک آن دوتا ذاتم اومد جلو چشمم خبیسه می گفت می دونی که چیکار کنی الان وقته

انتقامه اون یکی هم می گفت نه گناه دارن اونا دوستاتن باز اون یکی گفت بعدا پشیمون

شدی به من مربوط نیست تازه کلی حال می ده ها از ما گفتن gigglesmile.gifShhh

منم که خبیس گفتم آره ای ول میترکونیمش تا منو دیگه نکاره

گوشی رو برداشتم اما با یه صدای خفن دخترونه (من خدای دوبلاژ و تغییر صدام)

4fvgdaq_th.gif

دوباره زنگ زد همون جوری جواب دادم  گفت ببخشید شما ؟ گفتم شما زنگ زدید

گفت من دوستشم حالا من پرو شدم گفتم از کدوم دوستا گفت خودشون کجان گفتم

رفتن حموم اینو که گفتم هنگ کرد (خودتون می دونید چرا دیگه ) 4fvgdaq_th.gif

گفت کی میان گفتم تازه رفته بعد پرسید شما خواهرشون هستین گفتم نه من

نامزدشم این گفتم دیگه سکته رو زد قطع کرد  25r30wi.gif 25r30wi.gif

بعد حامد اومد گفت کسی زنگ نزد گفتم نه (شماره ندا رو پاک کرده بودم)

گفت چرا خبیس شده قیافت چیکار کردی گفتم هیچی جون تو 10.gif Shhh

خلاصه رفتیم مهمونی کلی هم حال کردیم جاتون خالی cancan.gifتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عكس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comn7.gif

رسیدم خونه 4 صبح بود خوابیدم ساعت9 صبح بود دیدم حامد زنگ زد ورداشتم

یکی داد می زد می کشمت مهررررررررررررررررزاد

گفتم باشه الان خوابم میاد فردا بیا وقت بگیر(آخه خیلی ها تو صف هستن منو بکشن)

اومد گفت چی گفتی به ندا گفتم هیچی جون تو

گفت می کشمت گفتم ترمز اخوی الان خرخرت دست منه چپ بری مردی تو که

ندا رو میشناسی می خوای بکشتت؟4_1_201.gifShhh

گفت نه جون مهرزاد بگو تو بودی دهنم رو آسفات کرده گفتم تا جونت در بیاد

منو نکاری گفت غلط کردم چیکار کنم جون بخواه bighug.giffly2.gif

گفتم جونت ارزونی عمت اول برو یه پیتزا بگیر بیار اگه 15 دقیقه هم بیشتر طول بکشه قرار داد لغو می شه

 (باید درس وقت شناسی بهش می دادم من واسه خودش می کردم جون حامد)

خوردم هیچی هم بهش ندادم گفت خوب بعد یه عذر خواهی رسمی می خوام به سبک ایتالیایی

(دست بوسی) اینم انجام داد 47b20s0.gif47b20s0.gif47b20s0.gif

گفتم جهنم زنگ بزن ندا بیاد اومد خونه اگه بدونی چطوری حامد رو نگاه می کرد

بعد پند و نصیحت گفتم منو که میشناسی بهم اعتماد داری گفت معلومه گفتم من بودم با هات

حرف زدم دختر نبود 121fs725372.gif 121fs725372.gif 121fs725372.gif

اینو که گفتم خیلی خونسرد رفت سمت آشپزخونه یه ماهی تابه ور داشت حالا من بدو ندا بدوth_running1.gifth_running1.gifth_running1.gifth_running1.gif

حامد پرید منو گرفت دو سه تا ماهی تابه نوش جان فرمودیم

که به ناگاه فکری به ذهنمان رسید گفتم ندا این به من یه پیتزا داد  گفت بهت بگم من زنگ

زدم اینو که گفتم افتاد به جون حامد تا می خورد حالشو جا آورد (این سزای خیانت به رفیقه)vahidrk.gifvahidrk.gif

خلاصه با کلی اکشن بازی و Love ترکوندن دیگه این جریان هم تموم شد

بعد نوشتم:

این جریان چند نکته اخلاقی داشت

اول: اگه با من دوستی هیچ وقت منو نکار در حالی که موبالیلت پیشت نیست

دوم: ندا همیشه ادعا می کرد اعتماد دارم با دخترم ببینمش خیالی نیست اما اینطور نبود

پس جلوی منه خبیس قوپی نیا

سوم :ندا فهمید چقدر حامد رو دوس داشته پس من خدمت کردم اجرم با پیتزایی سر خیابون

چهارم :حامد به کار بدش پی برد و عبرت گرفت

آخرشم هیچی خیلی حال داد wassat.gif wassat.gif wassat.gif wassat.gif

 

 

 

 

 

 

شنبه 7 آذر1388  توسط مهرزاد   |

 

تولد خبیس


بیست و پنج سال پیش یعنی روز دوشنبه چهارم آذر 1364

نوزادی تو بیمارستان نجمیه تهران (پل حافظ)

به قد 49 سانتی متر

وزن سه کیلو و چهار صد و بیست گرم

با گروه خونی   A به این دنیا قدم گذاشت

کودکی که خیلی روزها رو دید روزای شاد روزای غمگین

روزای عاشقی روزای جدایی

روزایی که همه دنیا قشنگ بود و روزایی که همون دنیا سرد و ترسناک می شد

روزایی که رنگ  همدلی داشت

روزایی که طعم فراموشی می داد

خب بیست و پنج سالم شد الان 190 سانت قدمه 125 کیلو وزنم

 به همین راحتی چقدر زود می گذره انگار همین دیروز بود

که به کیف مدرسم نگاه می کردم و  می خواستم برای اولین بار برم سر کلاس درس

دنیا زود می گذره اما خیلی چیز هارو میشه یاد گرفت و منم یاد گرفتم

امروز چندتا تصمیم مهم گرفتم زندگیم از امروز تغییر می کنه

آرزو می کنم واسه همه که به اون چه می خوان و لیاقتش رو دارن برسن

بعدش نوشتم:

از همه اونایی که تبریک گفتن از صمیم قلب ممنونم چه اینجا چه تو کلوب

مرسی که هنوز گوشه ذهنتون جایی واسه من هست

امروز خیلی ها زنگ زدن یا اس ام اس دادن تبریک گفتن اما یکی زنگ زد که

اصلا انتظارش رو نداشتم ساعت 11:27 صبح امروز

کسی که یه سال پیش رفته بود اما یه لحظه هم فراموشش نکردم بهترین دوستم

این بهترین اتفاق امروز بود

شاد باشید و خوشبخت همیشه

مهرزاد

 

 

 

چهارشنبه 4 آذر1388  توسط مهرزاد   |

 

جشن آذر گان

 


روز آذر از ماه آذر نهمین روز از آذرماه باستانی/سوم آذر ماه خورشیدی

آذر به چم(معنی)آتش است و یکی از چهار آخشیج (عنصرپاک کننده) نزد زرتشتیان است

از آنجا که آتش بهترین و سریعترین عنصر پاک کننده است و گرما می باشد از زمانهای

قدیم مورد احترام بوده است.

زرتشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها می روند

و با خواندن آتش نیایش (بخشی از اوستا) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی

می پردازند.

پیدایش آتش

یافتن آتش بزرگترین پدیده و یافته آدمی است. پیشرفت تمدن آدمی مدیون آتش است

ایرانیان نخستین بار آتش را در تلاش زندگی یافته اند و آن چنان است که هوشنگ شاه

پیشدادی روزی با همراهان خویش به شکار می رفته است.

بر سر راه خود ماری می بیند و برای کشتن آن سنگی پرتاب کرده که به گفته فردوسی بزرگ

نشد مار کشته ولیکن ز راز                    پدید آمد آتش از آن سنگ باز

این آتش به خارو خاشاک اطراف خود افتاده و فروزان می گردد .هر یک از آیین گذاران

بزرگ برای پرستش خدای یکتا قبله یا پرستش سویی معین کرده که هنگام نیایش با خداوند رو

 بسوی آن کنند تا اولا هنگام نماز گروهی قانون و ترکیب خاصی باشد.

ثانیا با نگاه کردن به یک سمت و یک نقطه تمام قوای فکری پرستش کننده یکجا متمرکز شود و

بدینوسیله بتواند بر خیالات نفسانی غلبه نماید . تعیین قبله و پرستش سو از سوی پیامبران به

همین منظورها می باشد .

در حالیکه خداوند در همه حال و همه جا حاضر است .

قبله مسلمانان کعبه است و بعلاوه شیعیان مهری را که از خاک تربت درست شده جلو خود می گذارند

و به سجده می پردازند .

کلیسای عسویان طوری است که محراب کلیسا همیشه رو به مغرب است. در نتیجه عیسویان هنگام نماز

در کلیسا رو به شرق و خارج از کلیسا مقابل عکس عیسی و حضرت مریم و یا صلیب مقدس به

پرستش می پردازند .

کلیمیان هنگام نماز به طرف بیت المقدس رو می کنند.

پرستش سو(قبله) زرتشتیان نور و روشنایی می باشد و به هرشکلی که تجلی نماید این نور از ماه و

خورشید باشد یا از شعله آتش و چراغ فروزان بعلاوه بر زرتشتیان امر شده است که چهار آخشیج را

که آب و آتش و باد و خاک است را احترام بگذارند.

این موضوع یعنی احترام گذاشتن به آتش و توجه کردن به سوی آن هنگام نیایش عده ای که از فلسفه

مزدیستا (زرتشتیان)آگاهی نداشتند را بر آن داشت که زرتشتیان را به خطا آتش پرست خوانده شوند

با این تفاصیل از انصاف به دور است که زرتشتیان آتش پرست خوانده شوند زیرا بنا به دستور

اشو زرتشت(پیامبر زرتشتیان) تنها اهورامزدا(خداوند) یکتا سزاوار و شایسته پرستش است

منبع :سالنامه ی راستیwww.rasti-calendar.ir

 

 

 

دوشنبه 2 آذر1388  توسط مهرزاد   |

 

ما رو باش

ما رو باش رو چه درختی اسممون رو جا می ذاریم ما رو باش

قسمی جز دو چشم نا مسلمون که نداریم ما رو باش

به هواداری تو شیشه می خونه رو با سنگ شکستیم نارفیق

سنگ و شیشه اگه دشمن منو تو که موندگاریم مارو باش

چشم خشکیده داره به ناودونه کوچه حسادت می کنه

ما به این بغض سمج گفته بودیم ابره بهاریم مارو باش

غزل کوچه ما قلندرهای پیر و عاشق که اینه

فکر تازه عاشق پیاده باش ما که سواریم

مارو باش اینارو باش

شهیار قنبری

پ.ن:

دلم از خیلی ها گرفته به قولی وفای بی وفایان کرده پیرم

چهارشنبه 27 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 

صدای رویا

  

داشتم تو یه جاده خارج از شهر رانندگی می کردم

وقتی آفتاب داشت تو امتداد جاده غروب می کرد خیلی منظره قشنگی رو به وجود

آورده بود انگار تمومه زیبایی دنیا تو اون لحظه جمع شده بود

نمی دونم چرا ولی بی اختیار یاد رویای بچگیم افتادم اون زمان که فقط رنگ خودم

 رو داشتم و نگران چیزی که هستم یا چیزی که نیستم نبودم

اون موقع دوس داشتم نقاش بشم و تا هر روز طلوع و غروب خورشید رو نقاشی کنم

اون وقت همه روزامو داشتم و می تونستم نگاشون کنم

می دونی رویا هامون نمی میرن فقط تو این همه شلوغی وقتی صداشون رو نمی شنویم

گم می شن و منتظرن که یه روزی یه جایی بری سراغشون

خوشحالم هنوز رویامو دارم هنوز صداش رو می شنوم

حتی اگه بهش نرسم مهم نیست اما می خوام داشته باشمش

پ.ن:

به رویاهات گوش کن گاهی که تنها می شی ببین هنوز صداش رو می شنوی

اگه رویایی داری نگه ش دار


 

دوشنبه 25 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 

عجب بساطی دارم ها!!!!!!

خسته و داغون از دانشگاه اومدم خونه فقط یادمه لباسم رو در آوردم و افتادم رو تخت

خوابم برد داشتم پادشاه سوم رو خواب می دیدم lazy2.gifکه صدای اس ام اس گوشی ذهنه

مبارکمان را مخدوش کرد و بیدار شدیم gaah.gif

لوگو گوشی و رو نگاه کردم دیدم غریبه است نوشته بود سلام نفس

گفتم بر آن روحت اشتباه گرفته باز ولو شدم یکی دیگه اومد جیگر جواب نمیدی

جواب دادم  خواهر یا برادر محترم اشتباه ارسال فرمودید التماس دعا خدانگهدار consoling2.gif

این همیشه خوب جواب می ده

اما انگار این دفعه کار نمی کرد گفت اشتباه نیست عزیزدلم گفتم زرشک

یه کم تفکر فرمودیم آها 2mo5pow.gif

نوشتم دخترم من سنه باباتم از ما گذشته دخترم از تو بزرگتره زشته پیام ندهvahidrk.gif

نوشت مهرزاد تو کی دختر دار شدی من نفهمیدم ......؟

دیدم زهی خیال باطل آشناس از اون طرف اما من نمیشناسمش گفتم باشه

خانوم مارپل مچم رو گرفتی حالا کی هستی اول اسم ؟hanghead.gif

زنگ زد گفت آرزو عزیز دلت

ها.....من دلم کجا بود که حالا تو عزیزش باشی ؟297.gif

گفت دوس داری کی باشم هر کی خواستی قول می دم همون باشم گفتم جدی

گفت آره قوله قول

bd6.gif

گفتم هر وقت جنیفر لوپز شدی زنگ بزن  25r30wi.gifشاکی شد قطع کرد منم کلی خندیدم

این گذشت یکی اس ام اس می داد زنگ بزن

گفتم خودت بزن چند باری داد بعد از رو رفت زنگ زد

سلام خسیس

گفتم سلام خواهرم خسیسی از عمه ات است عرضت رو عرض کن

گفت من نازی هستم اونم از نوع جونش

گفتم خوب خوش به حالت کاری نداری consoling2.gif

گفت چه بد اخلاقی مهرزاد گفتم اتفاقا من آخر خوش اخلاقم اما واسه دوستام و اونایی که

می شناسم گفت خوب آشنا می شیم گفتم اگه نخوام چی ؟snapoutofit.gif

گفت منو ببینی پشیمون نمیشی من اینجوریم من اونجوریم خلاصه گفت حالا نظرت چیه

گفت قربون عمه ت بری با یه خداحافظی خوشحالم کن

گفت بهت نمیاد اینقدر وفادار باشی

36_19_5.gif

گفتم به کی گفت Gf   ت دیگه گفتم نه بابا فقط تو ترکم حال و حوصله اش رو ندارم

تازه من از زن جماعت اصلا خوش شانس نیستم (این و جدی گفتم )

اینم رفت یکی دیگه زنگ زد (این جریانات طی یک ماه بود) من سحرم

باز روز از نو روزی از نو..........00020074.gif

بگذریم در عجبم که چرا به نظر خودم آنچنان دختر پسند نیستم (اگه دختر بودم صد سال سیاه

به خودم پا نمی دادم)

تازه دوس دخترم ندارم که بخواد امتاحانم کنه

به مانند انسان به گل مانده ایم از چه رو با ما چنین تا می کنند این جماعت 2mo5pow.gif

پ.ن:

دیدی هر وقت یه چیزی می خوای پیدا نمیشه بعد که نمی خوای هی سر رات

سبز می شه 2mo5pow.gif

الان این همون بساط و جریانه2mo5pow.gif

 

 

شنبه 23 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 

آسمان

آسمان سبز دلم را به کسی بخشیده                      نغمه های نفس قلب مرا دزدیده

آسمان شیشه احساس مرا سنگ زده                     یاد او را به دل سرد دلم رنگ زده

آسمان آتش اندوه مرا خاک نکرد                       به ندایی دل غمگین مرا شاد نکرد

آسمان حسرت و اندوه مرا دید ولی                     رنگ دل تنگی یاد تورا پاک نکرد

آسمان سر سودای مرا شور نداد                       به پناهی دل مجنون مرا راه نداد

آسمان کودک احساس مرا تاب نداد                    دل او لحظه ای چشمان مرا خواب نداد

آسمان رنگ خودش را ز نگاه من گرفت            همین یک نفس و از دل من سخت گرفت

آسمان پنجره یاد تورا شست ولی                     دل من یاد تو را به دلش نقش زده

(مهرزاد)

17/08/1388

 

 

 

یکشنبه 17 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 

قصه همیشه تکرار

یه وقتایی بین خندیدن و گریه کردن جا می مونم

یه روزایی بین رفتن و موندن تردید دارم این که باید کار درست رو انجام داد یا کار بهتر رو

می مونم بین یه دوراهی که پاهام به هیچ سمتش حرکت نمی کنه

گاهی انجام دادن کار درست خیلی خیلی سخته اونقدر سخت که ترجیح می دی پا رو همه چی

 بذاری و سختی به خودت ندی

روزایی میاد که نمی خوام طلوع  خورشیدش رو تماشا کنم و مشتاق غروبشون هستم

اونجا که دلی می شکنه اما بدون گناه فقط واسه این که شجاعت بخرج می ده و احساسش

 رو می گه همیشه وقتی مادر بزرگم قصه میگفت اینجوری شروع میشد

 یکی بود یکی نبود

همیشه واسم سوال بود چرا باید یکی باشه و اون یکی نباشه نمیشه همه پیش هم باشن

همه خوشحال مادر بزرگم می گفت اون وقت که دیگه اسمش دنیا نبود

راست می گفت دنیا با همه قشنگیش گاهی خیلی تلخ میشه اونقد تلخ که با هیچ قندی

نمیشه خوردش

بگذریم دلش رو شکستم اما نه از روی کینه یا از روی بدجنسی فقط از روی صداقت

وقتی بهم گفت دوسم داره یکم طول کشید بفهمم جدی می گه

از یه طرف خوبه واسه این که اون قدری خوب بودی که یکی حاضره لحظه هاش رو

با تو شریک بشه و از طرفی اون قدر بده که چرا اون همونی نیست که منتظرش هستی

این قصه یکی بود ویکی نبود با این که خیلی کهنه شده اما هنوزم مثل روز اول دل رو

می سوزونه

پ.ن:

دلت شکست می دونم اما نخواستم نابود بشی منو ببخش که احساسات قشنگت رو رد کردم

منو ببخش که همونی نیستم که بتونی باهاش عاشق بشی

امیدوارم همه چیز رو فراموش کنی برای منم سخته باور کن

برات آرزو می کنم نیه گمشده خودت رو پیدا کنی و با هم خوشبخت بشین

من فقط یه دوست خوبم و همیشه هم واسه تو یه دوست خوب می مونم

 

یکشنبه 10 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 

به بهانه زاد روز کورش بزرگ

کورش بزرگ در روایتهای دینی

 
کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی، افزون بر ایرانیان ، به دلیل صدور نخستین اعلامیه حقوق بشر نزد همه جهانیان و دانشمندان(ویل دورانت، ویکتور هوگو، کنت گوبینو، هگل، شاتوبراین، پاپ کلمنتوس ۵ ، بوسویه، ناپلئون، دانیل روپس، گیرشمن و...) محترم است .در دوران باستان نیز بسیاری از اندیشمندان (مانند افلاطون، فیثاغورث، هرودت، گزنفون، دیودور سیسیلی و...) او را ستوده اند.

كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین (که برخی او را بدلیل سخن گفتن خداوند با وی «و قلنا یا ذا القرنین» پیامبر الهی می دانند) است كه در سوره كهف  قرآن (آیات83 تا 99) از او یاد شده است. از جمله معروفترین این محققان می توان به افراد زیر اشاره کرد:
مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیرالبیان ( ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی) ــ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ــ آیت‌الله العظمی ناصر مكارم شیرازی و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی،حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی) ــ تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن ــ آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری) ــ حجه الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات _ دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی ــ  سید صدر بلاغی در قصص قرآن _ جلال رفیع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی ــ منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی ــ آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و عضو  مجلس خبرگان دوم _ استاد محیط طباطبایی _ حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد _ سر احمد خان بنیانگذار دانشگاه اسلامی علیگر هند.

قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ صفحه 89 می گوید: خواجه عبداله انصاری در تفسیر ادبی عرفانی خود در سوره کهف پس از آیه «انا مکناه له فی الارض=ما او را در زمین نیروی بسیار دادیم» این دو را یکنفر می شمارد.
دکتر فریدون بدره ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق پس از یکی دانستن کورش و ذوالقرنین از شیخ محمدباقر کمره ای شارح اصول کافی کلینی (از کتب چهارگانه شیعه) روایت می کند که: امیرالمومنین علی(ع) خود را مانند ذوالقرنین دانسته و به این همانندی افتخار کردده است.


كوروش نزد یهودیان ،زرتشتیان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است . در كتاب تورات ( اشعیا <ع> ـ دانیال نبی ـ حزقیال <ع> ــ ارمیای نبی ) از او به عنوان حضرت مسیح، بت شکن، فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا، شکست دهنده فرعونیان، شاهین خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است .
درصحف عزرای پیامبر (حضرت عزیر) آمده است:کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بیت المقدس بسازم.
 
ابوریحان بیرونی (قرن 4 هجری) و غیاث الدین خواند میر  (قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر، جلد یک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بیت المقدس و مسجد الاقصی (یا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند.
در تفسیر قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پیغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردی بود مومن.
 
 
مسعودی در کتاب  مروج الذهب،صفحه606 می نویسد :            
این خبر در انجیل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عیسای مسیح طالع شده بود،دیده بود...وما تفصیل این قصه را با آنچه مجوس ونصاری در باره ی آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ایم.

 آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گیرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورایی دارد. ساختمان این گونه آرامگاه ، پیش و پس از آن ( به جز یك مورد و در اندازه‌ای كوچكتر كه آن هم از نیاكان یا نوادگان كوروش است ) دیده نشده است .
پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان فارس (در قرن 5  و 6 هجری خورشیدی ) به دلیل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده و پیرامون آن آیاتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادی غیاث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد).
 
قبله نمایی نیز در سنگ در کنار مهراب تراشیده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط میخی بوده كه متن آن ، چنین است :
«
ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی جهان را به پارسیان دادم ، به مشتی خاك كه پیكرم را در برگرفته رشك مبر

پس از اسلام ( حداقل هزار سال) ، به دلیل ندانستن صاحب آرامگاه ، آن را به نام های مسجد مادر سلیمان(ع) ، مشهد مادر سلیمان ، گور مادر سلیمان ، گور سلیمان(ع) ، مشهد ام النبی ، مقبره سلیمان(ع) و مشهد مرغاب نامیده اند  . همچنین بر روی تپه مشرف به آرامگاه باقیمانده یك دژ وجود دارد كه به نام تخت سلیمان معروف است.
حاج میراز حسن فسائی (در کتاب فارسنامه ناصری صفحه 301) می نویسد : « مشهد محل شهادت و قبر انبیاء و اولیاء و بزرگان دین را گویند و چون این بلوك را مشهد ام النبی گفتند و چون عجم حضرت سلیمان (ع) و جمشید را یكنفر و پیامبر دانسته اند آنرا مشهد مادر سلیمان نیز گفته اند.
 
که در هر صورت (چه سلیمان نبی، چه مادر او، چه جمشید و چه کورش) نشان دهنده الهی و سپند بودن صاحب آرامگاه است.

در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌ای از كوروش كبیر باقیمانده است كه همچون فرشتگان ، با بالهایی آسمانی تراشیده شده است .
نكته جالب است كه ایرانیان از زمان باستان تا‌كنون این پیكره را مقدس می‌دانند و با اینكه پیكره‌های دیگر در سراسر ایران در اثر نادانی آسیب دیده است هیچ‌كس جرأت نداشته به این پیكره اهورایی آسیب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن این پیكره در میان مردم بومی باقی است .(دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویچ) مردم محلی دستان او را رو به قبله و در حالت نیایش می دانند
تا چند دهه پیش ، مراسم روز تاسوعا و عاشورای حسینی اهالی دشت مرغاب در دورادور آرامگاه پاسارگاد انجام می‌شد و مردم منطقه نذرهای خود را تقدیم آرامگاه می‌كردند و آن را همانند امامزاده‌ها با پارچه‌های رنگی و قفل می‌پوشاندند.( دكتر باستانی پاریزی در كتاب كوروش ذوالقرنین )
آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار می آمد.(دکترعلیرضا شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد)

دکتر جمشید صداقت کیش در ویژه نامه فصلنامه فارس شناخت در نوشتار مسجدهای فارس در صفحه 88 می نویسد : در روایتهای اسلامی  هم از مقدس و آسمانی بودن این جایگاه سخن بسیار رفته است از جمله در كتابهای زیر :
1
ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحه‌های 109 و 141 
 2
ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131
3
ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جیهانی به سال 367 هـ ) صفحه‌های 113 و 123
4
ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـ ) صفحه 178

در كتاب شیرازنامه نوشته زركوب شیرازی ( سال 740 هـ ) در صفحه 144 آمده است:
«
نقل است كه : شیخ محمد‌بن یزید عروس ( هم زمان با مأمون 218 ـ 198 هـ . ق ) نقل فرمود كه در عهد او جمعی از زهاد و عرفا بیت‌المقدس به شیراز آمدند و طلب متصوفه و ائمه شیراز می‌كردند . ایشان را به من حواله كردند . سؤال كردم كه سبب آمدن شما به این طرف چه بود و باعث این نهضت چیست ؟ گفتند كه : ما در بعضی از اخبار خوانده‌ایم كه در شیراز به طرف حوامه شهر مسجدی هست كه آن را مسجد سلیمان (یا همان آرامگاه كوروش ) می‌گویند و در بعضی كوهستان كه در برابر مسجد است ، چشمه‌ای هست و آن به چشمه مرغان (یا همان دشت مرغاب ) مشهور است . سلیمان نبی آن مسجد بنا كرده و آن چشمه از آثار قدم او پدید آمده . هر كس كه در آن آب وضو سازد و در آن مسجد دوگانه‌ای بگذارد ، حق سبحانه و تعالی حاجات دین و دنیایی او برآورده گرداند. ما به این بیت متوجه گشتیم تا زیارت مسجد دریابیم

در پایان بد نیست نگاهی داشته باشیم به گفتار استاد ابراهیم پورداود ( کتاب ذوالقرنین و کورش از محمد کاظم توانگر زمین): هر ایرانی همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود یک بار به حج مشرف شود شایسته است که یک بار هم به زیارت کورش که پایگاه ملیت ایرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ایرانی بودن بلکه به جهت زیارت فردی که قرآن بیشترین تعریف (17 آیه)  در مورد یک زمامدار را از او کرده است.


:  پ.ن

هفتم آبان ماه زاد روز(تولد) کورش بزرگ پدر همه ایرانیان گرامی و خجسته باد

 

چهارشنبه 6 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 

جشن آبان گان

به نام اهورا مزدا


درود بر شما
هنگام به نیکی و شادی


جشن آبان گان

روز آبان از ماه آبان ، دهم آبان ماه باستانی برابر با چهارم آبان ماه (گاه شمار کنونی) هنگام جشن بزرگ آبان گان  بر شما و همه ی آزاد اندیشان همایون باد...

آبان=آب +آن=هنگام آب

در میان ایرانیان چهار آخشیج(عنصر) همیشه دارای ارزش بوده و از آن پاس داری کرده و آن ها را آلوده نمی کردند ، یکی از این آخشیج ها آب است . که در این سرزمین کهن برای پاس داشت و گرامی داشت آن جشن هایی گرفته می شد( تیرگان ؛ آبان گان و ...)

درباره ی جشن آبان گان جدا از این ویژگی آمده است : در پی جنگ های پی در پی بین ایران و توران ،

افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را در ایران ویران کنند. پس از پایان جنگ زو پسر تهماسب شاه

فرمان داد تا کاریز ها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریز ها روان گردید . ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند .

در رویدادی دیگر : در زمان ساسانیان پی از هشت سال خشک سالی ، در روز آبان از ماه آبان ، باران آغاز به باریدن گرفت و ایرانیان به فرخندگی تر سالی و بارش باران در آن سال جشن برپا کردند...

ایرانیان باستان در این روز همانند دیگر جشن ها به آتش کده ها می رفتند و پس از ستایش اهورامزدا  به کنار

جوی ها و نهرها می رفتند و با نیایش به درگاه اهورامزدا  از او درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمودند و پس از آن به شادی و پای کوبی می پرداختند...

امروز بیش از هر زمان دیگر بر هر ایرانی بایسته(واجب)  است تا این جشن ها که نُماد فرهنگ ایران است و نشان خرد ورزی و خرد گرایی می باشد را پاس داری و در بر پایی آن کو شا باشد...

ایدون باد


شاد زیوید ، بدرود

پژوهش : سیاوُش آریا


پاینده و جاوید باد ایران
برافراشته باد درفش کاویانی

دوشنبه 4 آبان1388  توسط مهرزاد   |

 


نفس می کشم تا زندگی کنم
زندگی می کنم تا بنویسم
می نویسم تا نپوسم

mehrzad_musavi@yahoo.com

 

 

 

 

 

 

RSS 2.0
Blog Skin