کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی، افزون بر
ایرانیان ، به دلیل صدور نخستین اعلامیه حقوق بشر نزد همه جهانیان و دانشمندان(ویل
دورانت، ویکتور هوگو، کنت گوبینو، هگل، شاتوبراین، پاپ کلمنتوس ۵ ، بوسویه، ناپلئون، دانیل روپس،
گیرشمن و...) محترم است .در دوران باستان نیز بسیاری از اندیشمندان (مانند
افلاطون، فیثاغورث، هرودت، گزنفون، دیودور سیسیلی و...) او را ستوده اند.
كوروش بزرگ بنا به
پژوهشهای 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین (که برخی او را بدلیل سخن
گفتن خداوند با وی «و قلنا یا ذا القرنین» پیامبر الهی می دانند) است كه در سوره
كهف قرآن (آیات83 تا 99) از او یاد شده است.از جمله معروفترین این
محققان می توان به افراد زیر اشاره کرد: مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن
و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیرالبیان ( ترجمه تفسیر سوره
کهف از باستانی پاریزی) ــ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ــ آیتالله
العظمی ناصر مكارم شیرازی و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر
نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی،حسنی، شجاعی، عبدالهی و
محمدی) ــ تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن ــ آیت الله
میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری) ــ
حجه الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات _ دکتر علی
شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی ــ سید صدر بلاغی در قصص
قرآن _ جلال رفیع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش
هخامنشی تا محمد خاتمی ــ منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی
ــ آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و عضو مجلس
خبرگان دوم _ استاد محیط طباطبایی _ حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد _ سر احمد خان
بنیانگذار دانشگاه اسلامی علیگر هند.
قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور
بزرگ صفحه 89 می گوید: خواجه عبداله انصاری در تفسیر ادبی عرفانی خود در سوره کهف
پس از آیه «انا مکناه له فی الارض=ما او را در زمین نیروی بسیار دادیم» این دو را
یکنفر می شمارد. دکتر فریدون بدره ای در کتاب کورش در
قرآن و عهد عتیق پس از یکی دانستن کورش و ذوالقرنین از شیخ محمدباقر
کمره ای شارح اصول کافی کلینی (از کتب چهارگانه شیعه) روایت می کند که: امیرالمومنین علی(ع)
خود را مانند ذوالقرنین دانسته و به این همانندی افتخار کردده است.
كوروش نزد یهودیان
،زرتشتیان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است . در كتاب
تورات ( اشعیا <ع> ـ دانیال نبی ـ حزقیال <ع> ــ ارمیای نبی ) از او به عنوان حضرت مسیح، بت شکن،
فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا، شکست دهنده فرعونیان، شاهین خدا، نجات
بخش و دانشمند خدا نام برده شده است . درصحف عزرای پیامبر (حضرت عزیر) آمده
است:کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بیت المقدس
بسازم. ابوریحان بیرونی (قرن 4 هجری) و غیاث
الدین خواند میر (قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر، جلد یک، صفحه 136) از او
بعنوان بانی بیت المقدس و مسجد الاقصی (یا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند. در تفسیر قرآن ابوالفتح رازی آمده
است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پیغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را
نام او کورش و او مردی بود مومن.
مسعودی در کتاب مروج
الذهب،صفحه606 می نویسد
: این خبر در انجیل هست كه
كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عیسای مسیح طالع شده بود،دیده بود...وما
تفصیل این قصه را با آنچه مجوس ونصاری در باره ی آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان»
آورده ایم.
آرامگاه باشكوه كوروش
بزرگ در پاسارگاد طرحی گیرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورایی دارد. ساختمان این گونه آرامگاه
، پیش و پس از آن ( به جز یك مورد و در اندازهای كوچكتر كه آن هم از نیاكان یا
نوادگان كوروش است ) دیده نشده است . پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان
فارس (در قرن 5 و 6 هجری خورشیدی ) به دلیل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در
اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده و پیرامون آن آیاتی
از قرآن به خط ثلث نگاشتهاند.(دکتر رضامرادی غیاث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد). قبله نمایی نیز در سنگ در کنار مهراب
تراشیده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط میخی بوده كه متن آن ، چنین
است :
« ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی
جهان را به پارسیان دادم ، به مشتی خاك كه پیكرم را در برگرفته رشك مبر .»
پس از اسلام ( حداقل هزار سال) ، به
دلیل ندانستن صاحب آرامگاه ، آن را به نام های مسجد مادر سلیمان(ع) ، مشهد مادر
سلیمان ، گور مادر سلیمان ، گور سلیمان(ع) ، مشهد ام النبی ، مقبره سلیمان(ع) و
مشهد مرغاب نامیده اند . همچنین بر روی تپه مشرف به آرامگاه باقیمانده یك دژ
وجود دارد كه به نام تخت سلیمان معروف است. حاج میراز حسن فسائی (در کتاب
فارسنامه ناصری صفحه 301) می نویسد : « مشهد محل شهادت و قبر انبیاء و اولیاء و
بزرگان دین را گویند و چون این بلوك را مشهد ام النبی گفتند و چون عجم حضرت سلیمان
(ع) و جمشید را یكنفر و پیامبر دانسته اند آنرا مشهد مادر سلیمان نیز گفته اند. که در هر صورت (چه سلیمان نبی، چه
مادر او، چه جمشید و چه کورش) نشان دهنده الهی و سپند بودن صاحب آرامگاه است.
در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش
برجستهای از كوروش كبیر باقیمانده است كه همچون فرشتگان ، با بالهایی آسمانی
تراشیده شده است . نكته جالب است كه ایرانیان از زمان
باستان تاكنون این پیكره را مقدس میدانند و با اینكه پیكرههای دیگر در سراسر
ایران در اثر نادانی آسیب دیده است هیچكس جرأت نداشته به این پیكره اهورایی آسیب
برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن این پیكره در میان مردم بومی باقی است .(دکتر
بهرام فره وشی در کتاب ایرانویچ) مردم محلی دستان او را رو به قبله و در حالت
نیایش می دانند. تا چند دهه پیش ، مراسم روز تاسوعا و
عاشورای حسینی اهالی دشت مرغاب در دورادور آرامگاه پاسارگاد انجام میشد و مردم
منطقه نذرهای خود را تقدیم آرامگاه میكردند و آن را همانند امامزادهها با پارچههای
رنگی و قفل میپوشاندند.( دكتر باستانی پاریزی در كتاب كوروش ذوالقرنین ) آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس
و شفابخش به شمار می آمد.(دکترعلیرضا شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد)
دکتر جمشید صداقت کیش در ویژه نامه
فصلنامه فارس شناخت در نوشتار مسجدهای فارس در صفحه 88 می نویسد : در روایتهای
اسلامی هم از مقدس و آسمانی بودن این جایگاه سخن بسیار رفته است از جمله در
كتابهای زیر :
1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320
هجری ) صفحههای 109 و 141
2 ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب (
نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131
3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جیهانی به
سال 367 هـ ) صفحههای 113 و 123
4 ـ نزهتالقلوب ( حمداله مستوفی به سال
740 هـ ) صفحه 178
در كتاب شیرازنامه نوشته
زركوب شیرازی ( سال 740 هـ ) در صفحه 144 آمده است:
« نقل است كه : شیخ محمدبن
یزید عروس ( هم زمان با مأمون 218 ـ 198 هـ . ق ) نقل فرمود كه در عهد او
جمعی از زهاد و عرفا بیتالمقدس به شیراز آمدند و طلب متصوفه و ائمه شیراز میكردند
. ایشان را به من حواله كردند . سؤال كردم كه سبب آمدن شما به این طرف چه بود و
باعث این نهضت چیست ؟ گفتند كه : ما در بعضی از اخبار خواندهایم كه در شیراز به طرف
حوامه شهر مسجدی هست كه آن را مسجد سلیمان (یا همان آرامگاه كوروش ) میگویند و در
بعضی كوهستان كه در برابر مسجد است ، چشمهای هست و آن به چشمه مرغان (یا همان دشت
مرغاب ) مشهور است . سلیمان نبی آن مسجد بنا كرده و آن چشمه از آثار قدم او پدید
آمده . هر كس كه در آن آب وضو سازد و در آن مسجد دوگانهای بگذارد ، حق سبحانه و
تعالی حاجات دین و دنیایی او برآورده گرداند. ما به این بیت متوجه گشتیم تا زیارت
مسجد دریابیم .»
در پایان بد نیست نگاهی داشته باشیم
به گفتار استاد ابراهیم پورداود ( کتاب ذوالقرنین و کورش از محمد کاظم توانگر زمین): هر ایرانی
همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود یک بار به حج مشرف شود
شایسته است که یک بار هم به زیارت کورش که پایگاه ملیت ایرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ایرانی بودن بلکه
به جهت زیارت فردی که قرآن بیشترین تعریف (17 آیه) در مورد یک زمامدار را از
او کرده است.
: پ.ن
هفتم آبان ماه زاد روز(تولد) کورش بزرگ پدر همه ایرانیان گرامی و خجسته باد
روز
آبان از ماه آبان ، دهم آبان ماه باستانی برابر با چهارم آبان ماه (گاه
شمار کنونی) هنگام جشن بزرگ آبان گان بر شما و همه ی آزاد اندیشان همایون
باد...
آبان=آب +آن=هنگام آب
در میان ایرانیان چهار
آخشیج(عنصر) همیشه دارای ارزش بوده و از آن پاس داری کرده و آن ها را
آلوده نمی کردند ، یکی از این آخشیج ها آب است . که در این سرزمین کهن
برای پاس داشت و گرامی داشت آن جشن هایی گرفته می شد( تیرگان ؛ آبان گان و
...)
درباره ی جشن آبان گان جدا از این ویژگی آمده است : در پی جنگ های پی در پی بین ایران و توران ،
افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را در ایران ویران کنند. پس از پایان جنگ زو پسر تهماسب شاه
فرمان داد تا کاریز ها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریز ها روان گردید . ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند .
در رویدادی دیگر : در زمان ساسانیان پی از هشت سال خشک سالی ، در روز آبان از ماه آبان ، باران آغاز به باریدن گرفت و
ایرانیان به فرخندگی تر سالی و بارش باران در آن سال جشن برپا کردند...
ایرانیان باستان در این روز همانند دیگر جشن ها به آتش کده ها می رفتند و پس از ستایش اهورامزدا به کنار
جوی
ها و نهرها می رفتند و با نیایش به درگاه اهورامزدا از او درخواست
فراوانی آب و نگهداری آن را می نمودند و پس از آن به شادی و پای کوبی می
پرداختند...
امروز بیش از هر زمان دیگر بر هر ایرانی بایسته(واجب)
است تا این جشن ها که نُماد فرهنگ ایران است و نشان خرد ورزی و خرد گرایی
می باشد را پاس داری و در بر پایی آن کو شا باشد...
ایدون باد
شاد زیوید ،
بدرود
پژوهش : سیاوُش آریا
پاینده و جاوید باد ایران برافراشته باد درفش کاویانی
دوشنبه 4 آبان1388 توسط مهرزاد |
نفس می کشم تا زندگی کنم زندگی می کنم تا بنویسم می نویسم تا نپوسم